مورچه هه به تنهایی ۲ تا گندم ور می داره، دیسک کمر می گیره.

می خواستن کچلی را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار می ذارن و به شامپوش مواد شیمیایی
می ریزن.
روزی خبر نگاری از عمران صلاحی، یکی از بزرگان
طنز پرداز و طنز نویس این مرز و بوم، پرسید؟ شما که خودتان ترک هستید، چرا از این همه جوک راجع به ترک ها ناراحت نمی شوید؟ عمران صلاحی در
جواب پرسش گر گفت: در باره ملیت های بزرگ،
جوک درست می کنند.

سوسکه مست می کنه و می ره جلوی دم پایی و می گه: بزن، ده بزن دیگه لعنتی !!!

مردی می ره لامپ مهتابی بخره، داخل دکونی می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین !!!

اگه حیوونا قرار بود شغلی انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زندانی، لک لک شالی کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابریشم بافنده، میمون بندباز و کبوتر پستچی می شدند.

طرف می ره و در یخچال رو باز می کنه و می بینه: ژله هه داره مثل بید می لرزه، بهش می گه: نترس میخوام پنیر بخورم.

شفچنكو از مسابقه شهر به شهر شبكه سه بدش میومده، یه بار زنگ می زنه به حسینی و می گه : گوشی رو بدین به حسینی، حسینی گوشی رو ورمیداره و می گه: اسمتون؟ شفچنكو می گه : ببین داداش، زود بگو هواپیماتو بیارن پایین، حسینی یه خورده ادا در می آره و می گه : چرا؟ شفچنكو می گه: آخه تو هواپیماتون بمب گذاشتیم.

سوسکه با ملخ ازدواج می کنه، بچه شون پروانه می شه .

یه بره با مامان و باباش دعوا می كنه، بعد می ره سر خیابون و داد می زنه: دربست كشتاركاه.

یه چینی رو دار می زنن، می شه: دارچین.

از فوتبالیستی می پرسن؟ چرا همیشه قبل از زدن گل می ری حموم؟ یارو می گه: آخه می خوام گل های تمیز بزنم .
گرگه می ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور.
در می زنه و می گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنین، منم، مادرتون. پینوکیو در رو باز
می کنه و می گه: ببخشین از اینجا رفتن.
یه نفر می افته تو جوب، مردم درش می آرن،
ازش می پرسن؟ سالمی؟ طرف می گه: نه، من جاسمم.

یه فیله از دست مادرش فرار می کرده، یه مورچه هه می بیندش و بهش می گه: بیا پشتم قایم شو.
یه خره لنز می ذاره و می ره تو جنگل، همه
حیوون ها نگاش می کنن، می گه: چی یه، مگه آهو ندیدین؟

اخی، غضنفر و قوچعلی در بیابون های آفریقا گیر می افتن و گرمشون می شه. برای خنک شدن، قوچعلی می ره و یه بادبزن درست می کنه،
غضنفر یه پنکه و اخی یه می ره و با در ماشین بر می گرده، بهش می گن: در ماشین واسه چی؟
می گه: میخوام شیشه شو بدم پایین، هوا بی آد.
یه روز بامشاد با شورت می ره تو خیابون، یه بابایی بهش می گه: چرا با شورت اومدی تو خیابون؟ بامشاد می گه: وفا داری، وفا داری، به شورت من چیکار داری؟
یه نفر می خواسته یه ماهی رو خفه کنه، هی سر ماهی رو می کنه زیر آب و در می آره.
یه مار عاشق مار دیگه می شه، می فهمه
شیلنگه.
از گوسفنده می پرسن؟ بزرگترین آرزوت چی یه؟ می گه: برا یه بار هم که شده، جلو وانت بشینم.


طرف، كنار دو تا خر ژست می گیره و می گه: افسانه سه برادر.
میخ هه می ره عروسی، اون قدر قر می ده که می شه پیچ!!!
از روباهه می پرسن؟ شاهدت کیه؟ می گه: من بدون حضور وکیلم حرف نمی زنم!!!
كلاغه می گه: من طاووسم. می پرسن؟ پس چرا این قدر سیاهی؟ می گه: ازسر كار اومدم.
می پرسن؟ شغلت چی یه؟ می گه: كارگر معدن زغال سنگم.
یه مرده با زنش سوار ماشین بودن و داشتن
می رفتن ماه عسل، یه خارجیه می آد و با ماشینش از کنارشون رد می شه و می گه: گود مورنینگ. مرده هم در جواب می گه: مورنینگ گود. زنش ازش می پرسه؟ تو به اون یارو خارجیه چی گفتی؟ می گه: هیچ چی، اون گفت: سلام علیکم، منم گفتم: علیکم السلام!!!